برای اثبات حق رای نمی دهند ادله می آورند؛ خلیج فارس همیشه فارس بوده است
پروژه جعل نام خلیج فارس به خلیج عربی از دیگر سیاست های شوم استکبار برای ایجاد درگیری در سطح منطقه ی خاورمیانه و بین ملل مسلمان بود که در سالهای قبل با فریب و طمع اعراب جنجال های زیادی را بوجود آورد. تغییر نام خلیجی که اسناد و مدارک بیشماری بی پایه و اساس بودن آن را اثبات می کنند.
در ادامه ی این طرح مزورانه القای وجود این اختیار بر این تغییر نام مجعول از مدتها قبل مساله رای گیری خلیج فارس یا خلیج عربی در سطح اینترنت مطرح گردید(بنا بر این شرکت در این رای گیری به نوعی پذیرش این حق و قائل بودن این جایگاه برای تعیین نام این خلیج است)، و سایتی بدون مشخص بودن مرجع این کار آماری بی پایه آغاز به تبلیغات رای گیری و دعوت از قوم فارس و عرب بر شرکت در این رای گیری نمود که حس وطن دوستی ایرانیان فضای مجازی که نگاهی ساده به این مساله داشته و در پازل این فریب قرار گرفتند نیز با تبلیغات میهن پرستانه کمک به رونق یافتن این طرح نمود.

اما در اتفاقی عجیب امروز صدا و سیما اقدام به انتشار این خبر و دعوت از مردم برای شرکت در این رای گیری با اعلام محدودیت 48 ساعته بر شرکت در این رای گیری نمود که موجب ارسال پیامکها و تماسها در رابطه با این رای گیری بین مردم گردید.حال جای پرسیدن این سوال است که مدیران محترم صدا و سیما و ملت شریف ایران آیا برای اثبات حق انسان در رای گیری شرکت می کند یا با آوردن ادله و مناقشه حق خود را ثابت می نماید؟
این رای گیری نمونه ای از استفاده های دروغین و پوشالی از ظاهر دموکراسی در اعمال نظرات مستکبرین است. این رای گیری از اساس باطل و شرکت در آن کاری بیهوده است. سوال دیگر این که این رای گیری چه ضمانت اجرایی و عملیاتی دارد؟ و آیا در دنیای دموکراسی غرب رای گیری اثر گذار تر از رای گیری شورای امنیت سازمان ملل که با یک حق وتو باطل می شود وجود دارد؟ چه تضمینی بر اعتنای بر این نظرات است؟ آیا شرکت و تبلیغ این رای گیری نیاز به تامل بیشتر ندارد؟
اصلا چطور است ما هم اقدام به یک رای گیری بین المللی نماییم تا ببینیم چه کسی به آن اعتنایی می کند اگر در راستای خواست استکبار نباشد یا علیه آن باشد.
مثلا بپرسیم آیا شما معتقید هولوکاست واقعیت دارد؟
یا آیا شما معتقدید اسرائیل اشغالگر و جنیاتکار است و باید مجازات شود؟
و سپس دنبال اهرم های قانونی و الزام آوری برای اعمال نظر مردم و ارسال به سازمان های بین المللی در دنیا بگردیم تا پشت پرده و ماهیت این رای گیری ها را درک کنیم.
ادله ی ارزشمند و متقن زیادی تا بحال دیدم بر حقانیت و الهی بودن انقلاب اسلامی اما هر وقت نام طبس و معجزش میاد دل گرمی خاصی پیدا می کنم... از این که تنها نیستیم.. خدا با ماست و لحظه لحظه ی این انقلاب رومراقبمونه.. بی خود نیست که مستکبرین عالم با این همه سلاح و تجهیزات تا کنون جرات نکردن حمله ی نظامی کنند به ایران.. دور تا دور ایران رو پادگان های نظامی امریکایی پر کرده.. معتقدم امریکا در عراق و افغانستان علی رقم مشکلاتش گیر نکرده بلکه خودش رو گیرکرده نشون می ده تا حضور نیروهاش رو مداومت ببخشه به این امید که شاید روزی بتونه به آرزوش که همون سرنگونی تنها نظام مقتدر و ایستاده در برابر تئوری دنیا داری غرب هست برسه اما انشاالله این ارزو رو به گور خواهند برد به لطف الهی و هوشیاری ملت و قدرت قوای نظامی. انشاالله بتونیم در راستای اعتلا و پیشرفت اینها موثر باشیم..
تلویزیون رو روشن می کنم تصاویر امام خمینی پخش میشه یک آن غفلت از یک نعمت بزرگ به یادم میاد. خدایا شکر خدایا شکر خدایا شکر.
وقتی می شنویم که در کشور تونس بعد از سرنگونی بن علی بعد از سالها نماز جمعه برگزار شده می فهمیم چقدر از نعماتمون غافلیم.
خدایا شکر که تلویزیون مون رو که روشن می کنیم با تصاویر مستهجن مواجه نمیشیم، در جامعمون حجاب ممنوع نیست، وقتی تو خیابون راه میریم از کنار مغازه ی مشروب و مخمر فروشی و مراکز فساد رد نمیشیم، موازین اسلامی در رده های حکومتی رد نمیشه و به قول امام حسین(ع) در دعای عرفه: "خدایا شکر که زندگی و تولد من را در حکومت اسلامی قرار دادی".
این روزها ملتهای مصر و تونس و لیبی و بحرین و عربستان و یمن شاید بهتر درک می کنند جایگاه و ارزش انقلاب اسلامی ایران را.
پی نوشت: مشکلات هست، نیمه ی خالی لیوان رو نفی نمی کنم اما باید برایند گرفت و منصف بود...
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
در چند روز گذشته وقایعی در کشور رخ داد که وظیفه ی خودم دیدم در موردشون بنویسم.
اول: ماجرای حذف وزیر راه
در مورد آقای بهبهانی علی رغم اینکه من علاقه و تعصبی به ایشون ندارم (چون نقطه ی قوت خاصی ندیدم) اما برکناری ایشون رو بیشتر سیاسی می بینم تا کار حرفه ای و فنی که سقوط هواپیمای تبریز بهانه ای شد بر اینکار و نکاتی که آزار دهنده و غیر قابل گذشت هست حرفهایی هست که در جلسه ی استیضاح رد و بدل شد. در این قضیه 22درخواست استیضاح رو امضا کرده بودند و در جلسهای که آقای ابوترابیفرد با حضور وزیر راه و ترابری و استیضاحکنندگان برگزار کردند، تعدادی از استیضاحکنندگان (13نفر) قانع شده و امضای خود را پس گرفتند اما بعد از این ماجرا طرح استیضاح چند بار با امضاهای مختلف چاپ شده است (که این امضاها احتمالا با تلاشهای فراوان برخی فراهم شده است).
در ادامه عده ای از نمایندگان ایرادهای قانونی به کار می گیرند که لاریجانی همه را غیر قابل پذیرش می داند و در توضیحات خود اینچنین می گوید: طرح استیضاح با 22 امضا به دستور کار مجلس آمد اما بعدا 13 تن از نمایندگان بنا بر دلایلی(با لحن کاملا معنی دار) امضای خودشون رو پس گرفتند اما بعد از آن عده ی دیگه طرح رو امضا کردند!!!

حالا سوال اینجاست که این پس گرفتن امضاها که اینطور موجب ناراحتی ایشون شده که با کنایه همکاران خودشون و نمایندگانی که امضاهاشون رو پس گرفتند رو متهم به ساخت و... با دولت می کنند باید ازشون پرسید که شما بنا بر چه دلایلی در جلسه ی تصویب طرح مجوز وقف دانشگاه ازاد نظر رهبری رو به نفع بعضی ها به رای گذاشتید و بعد هم ردش کردید؟(زحمت بکشید با لحن کاملا معنی دار بخونید) و کدوم مورد بزرگتر هست؟
برای اطلاع از جزئیات بخوانید: شاید همه ماجرای استیضاح بهبهانی!؟
دوم: ضرب و شتم دانشجوی سوال کننده از لاریجانی
با خبر شدیم که در جلسه ای که در هفته ی گذشته در یکی از مساجد شهر قم با حضور لاریجانی برگزار شده تعدادی از دانشجویان انقلابی قم اقدام به پرسیدن سوالاتی از لاریجانی کرده اند که توسط برگزار کنندگان از جلسه خارج و ضرب و شتم شده اند.
سوالات و انتقادات این دانشجویان در مورد موضع گیری لاریجانی در فتنه و انتخابات سال گذشته و پیام تبریک وی و عملکرد وی در قضیه ی وقف دانشگاه آزاد و در مورد عدم قرائت نامه ی رهبری پیرامون وقف دانشگاه آزاد در جلسه ی مجمع تشخیص بوده است.
پس از این جلسه سایت متعلق به مهدی هاشمی با حمایت از لاریجانی و اخلالگر خواندن این دانشجویان به پوشش خبری این جلسه پرداخته است. متن کامل سخنان رد و بدل شده در این جلسه را اینجا بخوانید:
ضرب و شتم دانشجوی سوال کننده از لاریجانی
و توضیحات خو این دانشجویان اینجا:
همه حرف اخلالگران(!) جلسه دکتر لاریجانی در مسجد امام زین العابدین(ع) قم
سوم: امت
مردم ما ثابت کرده اند که تمام حرکات، عملکرد و سخنان سیاسیون را گوش، بررسی و تحلیل می کنند و نیات و اعتقادات آقایون مسئولین را به بهترین نحو درک می کنند و خروجی این تحلیل را در نقاط بسیار حیاتی و حساس به همه اعلام می کنند همان طور که در انتخابات خرداد و تیر 84 واقعه ای را رقم زدند که خیلی ها توقعش را نداشتند.
تتمه: من و تمام دانشجویان منتقد را که به عملکرد شما انتقاد و از شما سوال داریم را اخلالگر و تخریب کننده بنامید ایرادی ندارد، اما بدانید که ملت بیدار است. همین.
بسم الله
این روزها کشور سودان در آستانه ی انتخاب تاریخی قرار دارد تصمیم بر اتحاد و یکپارچگی این بزرگترین کشور اسلامی و یا تصمیم بر تجزیه آن. مطابق معمول همه ی فتنه ها در این مورد نیز دست انگلیس این روباه پیر عیان است.
همه پرسی فقط در جنوب سودان برگزار شود(که عمدتا مسیحی هستند) و مردم شمال سودان (عمدتا مسلمان) در این انتخاب تاریخی و سرنوشت ساز نقشی ندارند و باید پرسید مگر کشور سودان مال همه ی مردمش نیست؟ کدام مدیریت این چنین تصمیمی را گرفته و هدف از این تصمیم چیست.
شمال منطقه ی سودان تحت تحریم های امریکاست و جنوب آن از کمک های اروپا و امریکا بهره می برد. تاثیر کمک های مالی و تاثیر تبلیغات گسترده ی استعمارگران در جنوب سودان بر این همه پرسی چه خواهد بود؟
جنوب سودان منطقه ای حاصلخیز و دارای مخازن نفت است که موجب طمع بیش از پیش کشورهای استعمارگر شده است تا جایی که برای رسیدن به مافعشان این کشور را می خواهند تجزیه کنند و خدا می داند با تبلیغات فراوانی که در جنوب سودان شده است در انتخاباتی که خود استعمارگران مجری آن هستند چه بلایی بر سر این کشور خواهد آمد. در چنین شرایطیست که جایگاه رفیع و ارزشمند ولایت مطلقه ی فقیه بیش از پیش نمایان می گردد اگر کشور سودان از این نعمت بزرگ بهره ای داشت آیا کارش به تجزیه و این چنین سود جویی اجانب می کشید؟

خروج مدبرانه ی ایران از بحران های سال گذشته که با طراحی های عمیق دستگاه های جاسوسی انگلیس، اسرائیل و امریکا به اجرا گذاشته شده بود برای سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی خیالاتی پرورانیده شده بود به برکت وجود رهبری آگاه و هشیار و ملتی هشیار و ولایت مدار بود که شکست خورد. البته بی شک عنایات ویژه ی امام زمان(ع) و دست هدایت الهی گرداننده ی اصلی این پیروزی بزرگ بوده است لکن این هدایت و پیروزی با اسبابش اجرا گردید.
و سوالی که همواره پس از مشاهده ی معضلات و مشکلات بیشمار دنیایی به ذهنم خطور می کند: بشری که اشرف مخلوقات است دارد به کجا می رود؟ هدف از خلقتش چه بوده و اکنون چقدر در آن مسیر است؟ چرا تا راهنما و مبشر و منذری از سوی خدا بسمتش نیاید و دائما تذکر ندهد به عمیق ترین درها می شتابد؟ به کجا قرار است برویم؟
بسم الله الرحمن الرحیم
یک سال و اندی گذشت
مردم دیدند ادعا ها را گرایشات را نظرات را حامیان را ارتباطات را، تغییر خطوط را، کسانی که ادعای خط امام بودن را داشتند مورد حمایت روئسای دول استکباری قرار گرفتند برایشات کف و سوت زده شد اما سربرنگرداندند شاید می دانستند که آنها چه می خواهند اما ترس از تنها ماندن و بی حامی ماندن نگذاشت که خطشان را جدا کنند و نکردند.
اما هرچه بود گذشت و امروز مردم بیدار تر شدند بیشتر می فهمند قدر ولایت را، لمس کردند نجات بخشی ولایت را، و امروز جنبش اموی بیش از بیش بی آبروتر و خوارتر با نفس های مصنوعی به زور نفس می کشد. مردم هر چقدر هم با رویکرد یک نفر یا یک جناح مخالف باشند پای نظامشان معامله نخواهند کرد پای خون شهدا و هم طریق جماعتی نخواهند شد که ولایت را هتک می کنند.
حرف آخر: تبری در دین ما بلافاصله بعد از تولی آمده است. مرگ بر امریکا... مرگ بر اسرائیل... مرگ بر منافق.
بسم رب الشهدا...
انگار همین دیروز بود که شهدای مسجد جامعمان را تشییع کردیم
که این بار در تاسوعای حسینی عاشورایی دگر رقم خورد

و این دیار آیینه ای شده تمام نما بر مظلومیت اهل بیت (ع)
تازه بهتر می توان درک کرد کوردلی دشمنان و کینه توزان اهل بیت(ع) را...
غربت اهل بیت(ع) در مدینه و کوفه را...
و چه خیال باطلی دارد دشمن که می پندارد با این جنایات بهشت را برخود واجب کرده و شیعه را در اعتقاد خویش سست...
که شیعه یعنی امتداد عاشورا..
و عاشورا یعنی خط سرخ شهادت
آری او هم همچون سپاهیان عمر سعد و شمر خود را مسلمان می دانست و شاید با الله اکبر خود را مجری و طعمه ی اهداف صهیونیسم نمود.
و ای کاش می توانستند با انصاف و بدون تعصب جاهلی و باشنیدن نظرات مقابل اعتقادات سلفی شان را تصحیح کنند و بفهمند که ریختن خون انسان را و مسلمان را کسی که به وحدانیت خدا و به خاتمیت رسول او گواهی داده را به این سادگی نمی توان حلال شمرد و بفهمد که "کسی که یک نفر را به ناحق بکشد انگار تمام دنیا را کشته است" شوخی نیست و این معیار حق به این سادگی ها مسجل نمی شود.
رستگار شدی ای کودک دو ماهه به مثل علی اصغر امام حسین(ع)
رستگار شدی ای دختر پنج ساله به مثل رقیه ی امام حسین(ع)
رستگار شدید ای جوانان عزادار به مثل علی اکبر امام حسین(ع) به مثل قاسم بن الحسن به مثل عبدالله بن الحسن(ع).
رستگار شدید ای بزرگمردان به مثل شیرمردان کربلا...
شما امروز رسانه ای وسیع تر شدید برای رساندن پیام عاشورا به مردم دنیا...
البته اگر دست های حقوق بشری گوشهای بشر امروز را نبندد و چشم هایش را نپوشاند.
و امروز تشییع شهدایی خواهد بود که به عشق وفادار صحرای کربلا بر سر و سینه می زدند و عرشی شدند.

چه افتخاری بالاتر از این..
وچه مرگی آبرومند تر و پر نسیب تر از این؟
خدایا به حق این شهدا مرگ مارا نیز شهادت در رکاب مولایمان صاحب الامر(عج) قرار بده.
خدایا راضی هستیم به رضای تو و صابریم بر بلای تو..
تو نیز رضایت بده بر ظهور مولای منتظرمان
که امروز اگر شیعه سکوت می کند و خون دل فرو می برد به امید منتقم آل محمد(ص) نشسته است و این صبر از جنس صبر مولایمان امیرالمومنین (ع) است.
اللهم عجل لولیک الفرج
یازهرا(س)
روزهایی بود که دائم نگران دیدارها و جلسات سران اروپایی با مسئولین کشوری بودیم و خروجی های ناپسندی هم که نشان از خودکم بینی و ضعف موضع دربرابر ایشان بود را مکررا می شنیدیم. اما امروز کمرمان به کوه زده است وقتی سفیر سیاسی ایران برای مذاکرات آن هم با کشورهای ابر قدرت سیاسی و اقتصادی و نظامی دنیا به سفر می رود و بر سر میز مذاکره می نشیند. آری امروز بسیار خوشحال می شویم که می شنویم دبیر تیم مذاکره کننده ی ایرانی از پذیرش نماینده ی امریکایی ابا ورزیده و آن را به معاونش ارجاع داده است. امروز احساس عزت ملی موج می زند. امروز ایران در جایگاه حقیقی خود ایستاده است نه آن روزی که مردک انگلیسی با مشت بر میز می کوبد تا نظرش را بر کرسی بنشاند. امروز که ایران برای ادامه ی مذاکرات شرط می گذارد و رفتار و موضع گیری دشمن را تحت تاثیر قرار می دهد. امروز که انسانی صاف با صفا مقتدر و سیاست مدار آن هم از جنس سیاست علوی و کسی که همنشین شهدا بوده و خود نیز مدال افتخاری از آن روزها دارد را در راس می بینیم بر خود می بالیم و خدا را شاکریم.
روزهای عزت مندی مستدام و عزتمان روز افزون


یا حسین(ع)
بسم الله
سایت ویکی لیکس چند وقتی ست که به سبک مدرن معرکه راه می اندازد و افرادی را هم شگفت زده و مبهوت کرده دور خود جمع می کند که آی بیاید ببینید من چه می کنم. از جنس همان معرکه هایی که مارگیران در شهرهای توریستی و مناطق طبیعی دیدنی راه می اندازند.


ماری را از درون جعبه در می آورد و در برابر حیرت همگان آن را دور گردن خویش می چرخاند و می خواهد به همه ثابت کند چقدر توانا و نترس است. و مردم نیز هاج و واج، مبهوت شهامت این مرد دور بازو شگرف، که چه دل قرص و محکمی. غافل از این که این مارهای هیکلی و خوف ناک دیریست عقیم شده اند و نیشی برای گزیدن ندارند و تنها جسمی برای شکلک در آوردن برایشان مانده است و نان خود و اربابانشان را از راه همین فیلم بازی کردن و ترساندن و مبهوت کردن ملت در می آوردند.
چه کسی باور می کند که فرد یا افرادی توانسته اند به اسناد محرمانه ی سازمان های دولت امریکا دست یابند و آن ها را آزادانه در اینترنت منتشر کنند و هیچ کسی هم متعرض آنها نشود؟ تازه درخواست کمک مالی برای حفظ سرویس هم داشته باشند و شماره حساب بدهند و اسم و رسم برای دریافت کمک مالی.


اصلا چطور یک نفر می تواند به این اسناد دسترسی داشته و این حجم عظیم را از این سازمان ها خارج کند؟ آن وقت سران کشورهای مرتبط با اسناد از انتشار این اسناد محرمانه اظهار نگرانی کنند و از گردانندگان این سایت محترمانه خواهش کنند که "نکنید این کارا رو خوبیت نداره!!".
بی شک این بازی سران این کشورها و روئسای سازمان های جاسوسیشان است تا با جلب توجه فضای رسانه ای و کسب اعتماد بتوانند افکار جهانی را در هر مسیری که سودشان در آن باشد سوقشان دهند.
پ.ن1: استناد بیش از حد صدا و سیما به اسناد منتشر شده در این سایت اصلا قابل پذیرش نیست. در همان دور اول هم به نظرم غیر عاقلانه آمد این به به و چه چه صدا و سیما.
پ.ن2: در مراحل نخست انتشار اسناد بی شک وجه بیشتر اتهامات به سمت دولت امریکا و دیگر دول استکباری خواهد بود به جهت جلب اعتماد افکار عمومی دنیا. اما در دورهای بعد باید منتظر بهره برداری و میوه چینی این دولت ها از آن پرداخت هزینه و رفتن تحت فشارهای افکار عمومی بود و آنجاست که هر که را که بخواهد به راحتی در مذان اتهام قرار خواهند داد و از این فشارها در مذاکرات و تعاملات نهایت بهره را خواهند برد.
پ.ن3: اسناد افشاگرانه و نشان دهنده ی ذات و عمق جنایت و دنائت این نا اهلان در دست موعود آخر الزمان(عج) است که با ظهورش آنچه را لازم باشد انشاالله افشا خواهد کرد و آنگاه خواهند دید که چگونه دل های مردم حقیقت خواه و آزاده ی عالم فوج فوج به سمت حقیقت ناب خواهد گروید و پایه های حکومت های پر ظلم و جورشان را چگونه متزلزل خواهد نمود.
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه...
هذا یوم الجمعه وهو یومک المتوقع فیه ظهورک...
بسم الله
امروز تیتری در اخبار بی بی سی دیدم که بار دیگه من رو در مورد ادعاهای پر زرق و برق غرب به فکر فرو برد.
سازمان عفو بین الملل با انتشار نامه ای خطاب به رئیس قوه قضائیه ایران خواهان آزادی پنج وکیلی شد که هفته گذشته در این کشور بازداشت شدند
برای انواع و اقسام خلافکارانی که در کشور ایران بازداشت میشوند بیانیه پشت بیانیه که آی حقوق بشر زیر سوال رفت و آی دنیا رو خراب کردیدو... یک روز برای یه زن قاتل بدکار کمپین راه می اندازند تا از حکم اعدامی که اظهر من الشمس است که حق است جلوگیری کنند و از ظاهر نسبتا خشنی که اعدام این نوع جرم داره سواستفاده می کنند و رسانه ها هم که در اختیارشان. با هوچی گری چنان یک خلاف کار قسی القلب را مظلوم نشان می دهند که تحت فشار افکار بین المللی باید حکم مسجلش عقب انداخته شود.

با چنین حرکات دخالت جویانه ای دهن کجی به ساختار قضایی کشور مستقل تر از کشورهای خودشان می کنند.
اما یکی نیست بینشان که با خودش بگوید(نه با کس دیگری) که اگر شرف داریم بیاییم همه را ببینیم. بیایم مروه شربینی را ببینیم که جلوی چشم قاضی و ماموران امنیتی کشته شد. بیایم چهار دیپلمات ایرانی را ببینیم که ده ها سال از بازداشتشان توسط اسرائیل می گذرد و حتی اجازه نمی دهند خبر سلامتی و زنده بودنشان به ملتشان برسانند. بیایم امام موسی صدر رو ببینیم که عمری رو به مانند جد بزرگوارشان امام موسی کاظم (ع) در زندان ها بسر بردند و امروز 11767 روز از ربوده شدنشان می گذرد. امام مظلومی که از شدت شکنجه ها آرزوی مرگ می کردند. چرا اینها نگران ایرانیان زندانی و در بند در کشور امریکا نیستند؟ آنها هم ایرانیند مثل همین هایی که این قدر نگرانشان هستند. چرا نگران آن ایرانی مقیم آرژانتین نشدند که بدون اثبات جرم بیش از بیست سال در زندان های این کشور در بند بود و سپس به علت عدم اثبات جرم آزاد شد؟ چرا نگران زندانیان و رنج کشیدگان زندان مخوف ابوغریب نیستند؟


و ده ها و صدها نمونه ی دیگر...
مسخره تر از این هم خواهد شد؟ خودشان در اوج جرم و جنایت و وحشی گریند و دائم اظهار نگرانی برای مجرمین در بند ایران می کنند.
امروز قدرت و ذهن مردم دنیا در دست کسی است که رسانه دارد. چطور می شود که حکم خانم س.آشتیانی محکوم به اعدام اینچنین غوغا و جنجال به پا می کند در دنیا و در همان زمان زن عقب مانده ای با جرم مشابه در امریکا اعدام میشود بدون این که صدای رسانه ها و فعالان حقوق بشر در آید؟ آیا بویی از شرافت نبرده اند؟
آیا غیر از این است که امروز حقوق بشر یک چماق سیاسیست که هرکجا که دلشان بخواهد به کارش می برند مثل دموکراسی و ده ها جفنگ دیگر.
اینجاست که باید فریاد زد: حقوق بشر، دموکراسی، آزادی، آزادی بیان، حقوق حیوانات و... پوشالی موجود است. سیخی صد تومن.


انشاالله آن روز خواهد رسید که بی عدالتی ها و جنایت های این سفاکان بین المللی به اراده ی مبارک منجی عالم (عج) قطع خواهد شد و جنایت کاران و حامیانشان به سزای اعمالشان خواهند رسید.
وبلاگ را ورق بزنید



